تبليغاتX
عاشقانه اما


عاشقانه اما

دنياي اس.ام.جي

مهدی یراحی منو رها کن شب شیشه ای تنهایی

مهربانم!

دیگر نگران تنهایی من

نباش.

این روزها!

 دل خوش به

محبت غریبه ای هستم

و فانوسی که گهگاه

 تو برایم روشن می کنی

بیاندیش به

بادبادک های برباد رفته


و کوکانی که

 

 پشت چراغ های قرمز


به جای بادبادک

 

 معصومیتشان را به باد می دهند.

نوشته شده در 2012/2/23ساعت 11 AM توسط سجاد م| |

ایام سوگواری تسلیت باد

نوشته شده در 2011/11/29ساعت 3 PM توسط سجاد م| |

یا تو زیباتر شدی ! ....
 
 
یا چشام بارونیه ! ..
 

این قفس بازه ولی....
 

قلب ِ من زندونیه..
 

ـ
 

من پشیمون میکنم جاده رو از رفتنت !
 

تو نباشی می پره عطرتم از پیرهنت...

 
ــ

میخـوام آروم شم!!
 

تـــــو نمی ذاری!
 

هر دو بی رحمن : عشق و بیزاری!
 

همه دنیامو زیرو رو کردم
 

تو رو شاید دیر آرزو کردم !
 

ــ
ـ

قدمای آخرو آهسته تر بردار !
 

واسه من کابوسه فکر ِ آخرین دیدار !
 

بغض ِ این آهنگ مارو تا کجاها بُرد!
 

شایدم تقدیرمو امشب به رحم آوُرد !
 

ـ
به تلافی ِ اونهمه تلخیم !
 

گله هاتم طعم ِ عسل شد!
 

غم معصومانه ی چشمات..
 

به تبسم ِ تازه بدل شد!
 

میشه با من هزار و یکسال..
 
 
به بهانه ی قصه بمونی!؟
 

همه مرثیه های سکوتم ..
 
 
به بهار ِتو باغ غزل شد......
 


نفس کشیدن ، دل سپردن ، مثل دریا ..... ماه من!!
 

از تو خوندن .. با تو موندن.. مقصد من.. راه من
 
 
همینه رویام.. آرزوهام.. سرگذشت آه من
 
 

نرفته برگرد که با تو شاید.. خدا گذشت از گناهِ من!
 

.
تو مثل بارون .. غمو آسون .. می بری از یاد من
 

با تو خوبن.. بی غروبن... خاطرات ِ شاد من
 

زارو خسته.. دلـشکسته .. بینوا فرهاد من!
 

مرغ ِآمـیـن! .. کی به شیرین .. می رسه فریاد من
 
 
نوشته شده در 2011/11/29ساعت 3 PM توسط سجاد م| |

من از قصه زندگی ام نمی ترسم


من از بی تو بودن به یاد تو زیستن و تنها از خاطرات

 گذشته تغذیه کردن می ترسم.


ای بهار زندگی ام


اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگیست


اکنون که پاهایم توان راه رفتن ندارند


برگرد


باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را


باز هم آغوش گرمت را به سویم بگشا


باز هم شانه هایت را مرحمی برایم قرار بده.


بگزار در آغوشت آرامش را به دست آورم


بدان که قلب من هم شکسته


بدان که روحم از همه دردها خسته شده.


این را بدان که با آمدنت غم برای همیشه من را ترک

 خواهد کرد.


پس برگرد که من به امید دیدار تو زنده ام

 

نوشته شده در 2011/11/21ساعت 1 PM توسط سجاد م| |


آمدي وه كه چه مشتاق و پريشان بودم
 
 
 
تا برفتي ز برم صورت بي جان بودم
 
 
نه فراموشيم از ذكر تو خاموشي بود
 
 
كه در انديشه اوصاف تو حيران بودم
 
بي تو در دامن گلزار نخفتم يك شب
 
 
كه نه در باديه ی خارمغيلان بودم
 
 
زنده مي كرد مرا دم به دم اميد وصال
 
 
ورنه دور از نظرت كشته هجران بودم
 
 
به تولاي تو در آتش محنت چو خليل
 
 
گوييا در چمن لاله و ريحان بودم
 
 
تا مگر يك نفسم بوي تو آرد دم صبح
 
 
همه شب منتظر مرغ سحر خوان بودم 
 
 
 
سجاد از جور فراقت همه روز اين مي گفت
 
 
 
عهد بشكستي و من بر سر پيمان بودم
 
 
 
 
نوشته شده در 2011/10/31ساعت 3 PM توسط سجاد م| |


:قالبساز: :بهاربیست:

 فال حافظ - قالب وبلاگ